توسعه یافتگی فردی

توسعه یافتگی فردی، از آن سلسله مباحثی است که این روزها، تقریباً در هر صفحه، گوشه و کناری می توان نشانه های آن را یافت. جملات و کلیپ های انگیزشی، انبوه کتاب های رنگارنگ با عناوین جذاب که ما را دعوت می کنند خودمان را بشناسیم! مگر نمیشناسیم؟! اگر تمام و کمال، من درون خود را شناخته اید و باب میل خود زندگی می کنید و نه دیگران، اگر در باغچه کوچک زندگی خودتان گُل کاری می کنید و مشغول آباد نمودن باغ افراد دیگر نیستید و در نهایت اگر از عمق وجود، زندگی را با تمام پستی و بلندی هایش قبول کرده اید و از دل هر رنج، در جستجوی گنجی می باشید، به شما تبریک می گوییم.

کسب و کار، بخشی از زندگی است اما برای عده ای، داستان متفاوت شده، یعنی زندگی آن ها، بخش کوچکی از کسب و کارشان شده است! مفهوم اعتیاد به کار، در عصر حاضر پررنگ و نمایان و به موضوعی بدیهی! تبدیل شده است. مگر می شود جز این هم زندگی کرد!؟

رُهام سپهر تابان، چگونه همراهی می کند؟

توسعه یافتگی فردی، به همان اندازه که در گفتار و نوشتار، جذاب، با وقار، آینده ساز و محبوب به نظر می آید، در عمل، آنقدر سخت است که غالب افراد، ترجیح می دهند اما سبک و سیاق همیشگی را در پیش گرفته و “توسعه یافتگی فردی” را، در حد پست اینستاگرام یا نوشتار جذابی در پیام رسان ها دنبال نمایند.

رُهام سپهر تابان، در طول مسیر صعب العبور توسعه یافتگی فردی، ایستگاه هایی طراحی نموده است که بتوانید با رسیدن به هریک، استراحتی نموده، مسیر پشت سر و پیشِ رو را، بررسی و برای ادامه ی راه، آماده شوید.

مجموعه ی طراحی شده به عنوان “کارمند خودت باش!”، تلاش دارد با تکیه بر یک فلسفه شناخته شده به عنوان الگو و راهنما، در غالب کتاب صوتی، محتوای کاغذی، آزمون و…، در این مسیر همراه و همگام شما باشد.

تردید، ابهام، اهمال، خستگی، ناامیدی و…، دام ها و موانعی است که سایه به سایه شما را دنبال می کنند، منتظر اولین فرصت هستند تا ضربه ی کاری خود را وارد، شما را به همان مسیر بی حاصل گذشته بازگردانند. آماده برای آغاز هستید؟!

توسعه یافتگی فردی و نقش آن در توسعه کسب و کار

به عنوان مدیر ارشد (مالک) کسب و کار، تمایل دارید با افرادی بلاتکلیف، بی انگیزه، درگیر با تعارضات درونی، به پوچی رسیده و بی تفاوت (گروه اول) همکاری نمایید یا افرادی که دقیقاً می دانند چه می خواهند؟ کجا ایستاده و به کجا باید نگاه داشته باشند؟ (گروه دوم)

البته گروهی از مدیران ارشد کسب و کارهای ایرانی که طرفدار جدی نظام برده داری صنعتی هستند، سخت کوشانه به دنبال جذب افراد گروه اول هستند چرا که اعضای گروه اول، قویاً به دنبال اربابی هستند تا آن ها را، سر و سامان بخشیده و بستری حداقلی اما امن برایشان مهیا سازد. بدیهی است که این کسب و کارها، نه آینده ای دارند و نه اعتباری؛ در حد رفع مایحتاج کار می کنند و از صبح تا شب، درگیر اختلاف، تأخیر، تعارض و… بوده و از این آشفتگی در کسب و کار، لذت می برند.

اما بخش دیگر مدیران کسب و کار، عاقلانه، هوشمندانه و با برنامه، به دنبال جذب افرادی توانمند و صاحب نظر (گروه دوم) بوده و نگاهشان به این ارتباط، فراتر از روابط مرسوم کاری است. این مدیران، برای ساخت آینده ی کسب و کار خود، به دو بال اندیشه (یقه سفیدها) و توانمندی مؤثر (یقه آبی ها) نیاز دارند و برای نیل به اهداف خویش، نگاه ابزاری به دیگران ندارند.

برای تبدیل شدن به این نوع از مدیران، گام نخست، خودشناسی و معرف درونی است. مدیران عامل زیادی را می شناسیم که از کارشان متنفر هستند و اگر اجبار و نگرانی از آینده نبود، لحظه ای در آن کار توقف نکرده و به دنبال علایق اصلی خود می رفتند. اما چون نتوانسته اند سیستمی توسعه یافته طراحی و تحویل یک علاقمند به این حوزه داده و به دنبال علایق خود بروند، در این زندان روحی و روانی، گرفتار شده اند.

هدف ما، کمک به مدیران ارشد و پرسنلی است که غرق در این تعارضات و تناقضات، صبح را شب و شب را به صبح می رسانند بدون اینکه معنا و مفهوم لذت از زندگی را تجربه کرده باشند. لطفاً دقت بفرمایید، قرار نیست که شخص دومی، برای شما نسخه پیچیده، مشکلات شما را به دوش گرفته و آن ها را حل شده، تقدیم حضورتان نماید، خیر! آنچه توسط یک مربی حرفه ای انجام می شود، نشان دادن مسیر، همراهی و کنترل شرایط به نحوی است که سردرگمی و ابهام، فرد را از پای در نیاورد.

هر چیز خوبی،پُر هزینه است؛ گسترش شخصیت (توسعه توانمندی فردی)، پُر هزینه ترین چیزهاست!

Carl Gustav Jungفیلسوف و روانپزشک اهل سوئیس